شمس الدين حافظ

24

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

بودند . از جهت حكمرانان و وزراء نيز افرادى حضور داشتند كه در كار خود نهايت استادى و تبحر را داشته‌اند كه حافظ با آنان نشست و برخاست داشته است ، به‌طورىكه نقل كردند ؛ تيمور لنگ وقتى شيراز را گرفت ، آوازهء حافظ را شنيده بود ، او را احضار كرد و گفت من به هزاران زحمت سمرقند را فتح كرده‌ام ولى تو به يك خال هندويش آنجا را مىبخشى ؟ اگر آن ترك شيرازى بدست آرد دل ما را * به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را حافظ با زبان طنز گويا اين گونه مىفهماند كه : من تيمور نيستم بلكه حافظ هستم و درويش مسلك ، اين طنز رندانه تيمور را به خنده وامىدارد . متعصبان زمان او بسيار زياد بودند ، حافظ را به باد ناسزا مىگرفتند ، حتى نداى تكفيرش را سر مىدادند . اين عنادها و كينه‌ها در سينه آنها تا آنجا انباشته شده بود كه پس از مرگ حافظ ، از دفن او در گورستان عمومى ممانعت كردند ! ! برخى سخنان حافظ در ميان حلقهء درويشان شيراز : به دور از عرف و معمول زمان بود و در بين علما نيز به ظاهر چنين مىنمود ، ولى او توانست از تمام اين موانع بگذرد و مسابقه عرفان را ببرد و نفر اول باشد ، گويند : مير سيد شريف علامهء گرگانى ، استاد مشهورى كه حافظ در حلقهء درس او شاگردى كرده از شعر متنفر بود و مىگفت به جاى اين ترهات به فلسفه و حكمت بپردازيد ، اما اين استاد به اشعار حافظ عشق مىورزيد ، و به حافظ حكم مىكرد كه اشعارش را در مجلس درس بخواند ، به‌طورىكه ساير شاگردان بر استاد ايراد مىگرفتند ولى استاد مىگفت : شعر شمس الدين محمد همه الهامات و حديث قدسى و لطايف حكمى و نكات قرآنى است . حافظ بنابه استناد نسخ خطى از جمله تذكره دولتشاه سمرقندى ، تاريخ فرشته ، تاريخ روضة الصفا ، حبيب السير ، نفحات الانس جامى ، مجالس العشاق بايقرا ، تذكره دلگشا ، المعجم ، فارس‌نامهء ناصرى ، بستان السياحة ، كشف الظنون ، تقويم التواريخ حاجى خليفه ، مجالس المؤمنين قاضى نور الله شوشترى ، قاموس الاعلام ، مجمع الفصحاء ، تذكره محمد شاهى ، مرآة الخيال ، مقالة الابرار ، تذكره محمد شاهى ، مجمع الفصحاى هدايت ، آتشكده آذر بيگدلى ، تذكره ميخانه ، هفت اقليم رازى ، و ساير نسخه‌هايى كه در بمبئى و كلكته هند و كتابخانه دانشگاه لاهور و راولپندى و حتى كتابخانه لندن ، مصر ، اروپا و آسيا موجود است همگى حكايت از آن دارد كه حافظ به سال 726 ه‍ . ق در شيراز متولد و در سال 792 ه‍ ( 1390 ميلادى ) در شيراز وفات يافته است . مقبره او را اولين بار شاه منصور پس از بازگشت به شيراز پس از شنيدن خبر درگذشت حافظ درحالىكه اندوهگين گرديد ، دستور داد 4 طاق بر آرامگاه او برپادارند . ابو القاسم بابر پسر بايسنقر بن شاهرخ بن تيمور نوادهء شاهرخ ( 854 - 862 حكومت داشت ) بناى با